اختصاصی //نقدی بر طرح بررسی مشکلات رایج در آموزش و پرورش با نگاهی گذرا به سند تحول بنیادین

بیستون نیوز :

به نظر اگر مسئولین آموزش و پرورش به جای دامن زدن به کمیت ها که موجب نارضایتی های پنهان و آشکار میشود در اجماعی تخصصی نیاز ها و آسیب های خود را باز شناسایی کنند و استاندارد های خود را به شکلی جامع بیابند و به مجلس و دولت اعلام نمایند بعید است که دولت مردان و جامعه با او همراه نباشند.


نامه به آموزش و پرورش و طرح به ظاهر ساماندهی آن
۱- نویسنده گان در این متن و متن های مشابه در صدد هستند تا  با آزاد اندیشی و وبا  تأسی از اسلام و علاقه به انقلاب اسلامی و باور به رهبری برخی از مشکلات دستوری موجود در آموزش و پرورش را  که عدم توجه به آنها از یک نظر علت وجوبی تربیت دبیر برای مقاطع مختلف و از جهتی نسل آینده و دانش آموزان سرزمین افتخارآفرین شیعه را نشانه  رفته ، به خود بیاورد وامیدوار است تا سایرعزیزان دست اندر کاری را که بدلیل مشغله زیاد این نهاد برجسته مملکت را ازیاد برده اند را به خود آورده و کمک کنند تا این اشتباهات آینده مملکت را به بیراهه نکشاند .
این روزها آموزش و پرورش در حالی بر کوس ان الحق خود می کوبد که غلط های دیروز آنچنان دست وپایش را بسته که نای بلند شدن ندارد و لاجرم براشتباهات دیروز خود موج سواری می کند .
تصمیم گیران امروز درآموزش و پرورش با تأسی از اشتباهات سه سال  پیش هم کیشان خود و بدون آنکه بیاد بیاورند که دولت قبل را بواسطه همین اشتباهاتش به باد انتقاد گرفته بودند خود نیز دچار همان اشتباهات شده اند یادم هست سه سال پیش به بهانه تغییر در پایه های ششم بجای اول راهنمایی و جبران این غلطی که هنوز ادامه دارد و به منظور تامین آموزگاران پایه ششم ، تمامی نیروهای مازاد و در واقع غیر تخصصی خود اعم از اداری ، آموزشی و حتی پیمانی و قراردادی که از گذشته و بدون برنامه ریزی خاصی به بدنه آموزش و پرورش ملحق شده بودند را به مقطع ابتدایی کشاند و از طرفی طرح ارزشیابی توصیفی  مانع از آن می شد تا بازده آموزشی و تربیتی دانش آموزان مشخص شود ، این اتفاق در آموزش و پرورش را ، اگر دسیسه نپنداریم  باید آنرا حاصل آنچنان ندانم کاری ای بدانیم که تا ثریا راه آموزش و پرورش را کج خواهد کرد و جالب تر اینکه منتقدان دیروز، خو د نیز امروز همان اشتباه سه سال پیش را اختیار کرده اند و قرار است با دستورالعملی فرمایشی دبیران دوره دوم متوسطۀ خود راه به بهانه کم شدن یک پایه تحصیلی از دبیرستان و اضافه شدن آن به دوره راهنمایی ،  به دوره اول متوسطه بریزند و با عملکردی چکشی و نا جوانمردانه دبیران دوره اول متوسطه (راهنمایی) خود را به مقطع ابتدایی بکشانند  .  با نگاهی ساده و نه هوشمندانه متوجه خواهید شد که به چند دلیل فاحش این غلط از غلط های گذشته در آموزش و پرورش فجیع تر است و باعث خواهد شد تا خانه را از پای بست ویران کند کما اینکه در حال حاضر هم امیدی به آینده آموزش و پرورش نمی توان بست … چرا که :
با این کار تمامی شعارهای راست یا دروغینی که علت های ایجابی آموزش و پرورش هستند زیر سوال می رود .
–    پرورش مربی  قبل از آموزش و یا بالعکس به واسطه حضور مربی ای که علت حضورش در کلاس بی تعریف مانده و صرفا چون  آموزش و پرورش در طرح ساماندهی نیاز به پرکردن کلاس دارد و مهم نیست کدام نیرو از چه مقطعی و با چه تخصصی و با کدام آموزش و  به چه قیمتی و با کدام دلگرمی ای در کلاس حاضر می شود  اقدام به جابجایی نیروهای ارزشی خود می کند .
–    آموزش تخصص محور و همراه با تعهد به دانش آموزان بواسطۀ اهمیت ندادن به تخصص و تربیت  مربیان در پاره ای از ابهام باقی می ماند، تصمیم گیران در آموزش و پرورش با استدلال اینکه،معلمی که می تواند معادله یا انتگرال را در مقاطع بالاتر تدریس کند  پس می تواند و باید چهار عمل اصلی را تدریس کند و  با استدلال هایی از این نوع که اساس تربیت نیروهای انسانی را برای تدریس در پایه های مختلف زیر سوال می برد تصمیم به این عمل غلط نموده اند  با این تصمیم باید اذعان کرد  تصمیم گیران در آموزش و پرورش آنچنان در خواب غفلتی بسر می برند که تفاوت ماهوی دانش آموزان خردسال  (با دامنه لغات پایین ، توان یادگیری  و بدنی متفاوت ) با بزرگسال را از یاد برده اند و یابه صورت  دستوری سعی در اجرای فرامینی دارند  که ریشۀ آن مشخص نیست .

۲-بررسی مشکلات رایج در آموزش و پرورش با نگاهی گذرا به سند تحول بنیادین
با نگاهی گذرا به نظام جدید آموزش و پرورش و سند تحول بنیادین  که طی سالهای اخیر و بدون هیچ آمادگی ای و فروتر از نکته نظرات رهبر گرانقدرو بزرگان فن ونیز کارشناسان به یکباره فراگیر شده است متوجه خواهیم شد که غلط های امروز مسئولین آموزش و پرورش بی ارتباط با ادامه غلطی که چند سال پیش شروع شده نیست سندی که تصویب آن تنها اشاره ای به مفاهیمی کلی و بدور از واقعیت اجرایی آن و به صورت دستوری همه کارشناسان و اهل فن را به چالش کشید و هیچ کس را یارای مخالفت با آن را نبود که اگر هم بود یا کنار گذاشته شد یا بر خلاف نظر کارشناسانه اش به غلط تن داد . ای کاش با سند تحول بنیادین به آسیب شناسی نیازها ، برنامه ها ، تالیف ها ، و … می پرداختیم

 
، تا امروز مجبور به تصمیمات غلط دیگری که از اساس تیشه به ریشه سند تحول بنیادین می زند نباشیم .در ادامه  و با اشاره به سند تحول بنیادین به نکاتی اشاره می شود که نه از سر بدخواهی که با اشاره به اهمیت موضوع در صدد جلب توجه و تذکار به همه مسئولینی که در آموزش و پرورش  نا خواسته تن به امر غلطی داده اند که تمامیت آموزش و پرورش را نشانه گرفته و لزوم ایجابی آنرا به یک کارگاه خدماتی مبدل ساخته است  شویم .
این نکتۀ بسیار صحیحی است که آموزش و پرورش باید از آسیب شناسی خود شروع کند به عبارت دیگر آموزش و پرورش تا زمانی که مشکلاتش را نداند ، نیاز هایش را نشناسد و استانداردهایش را نیابد چگونه می تواند با طرحی کلی به اجماعی صحیح دست یابد سوالی که این روز ها برای هیچ کس پیش نیامد و حتی ارباب جراید هم از آن باز ماندند این بود که آموزش و پرورش چگونه طرحی را که سه سال قبل اجرایی نموده – آیین نامه اجرایی سند تحول بنیادین  –  حالا رو نمایی کرده به عبارت واضح تر طرحی را که سه سال پیش کلیاتش را به تصویب رسانده بود – سند تحول بنیادین – و بعد از آن سه سال هم برای  شیوه نامه اجرای آن وقت صرف شده چگونه و با چه دستورالعملی سه سال است در اجرایی فراگیر مورد استفاده قرار گرفته است !!! .
به نظر اگر مسئولین آموزش و پرورش به جای دامن زدن به کمیت ها که موجب نارضایتی های پنهان و آشکار میشود  در اجماعی تخصصی نیاز ها و آسیب های خود را باز شناسایی کنند و استاندارد های خود را به شکلی جامع بیابند و  به مجلس و دولت اعلام نمایند  بعید است که دولت مردان و جامعه با او همراه نباشند.
اما متاسفانه آموزش و پرورش روز به روز با ایجاد دستورالعمل های بی مورد و بعضاً متضادِ با اهداف عالی خود به بازی کمیت ها ادامه میدهد و روز به روز بر تعداد گره ها و کورگره ها ی باز نشدنی خود می افزاید .
اگر توجه کنیم خواهیم دید آموزش و پرورش دارای دو رکن است ، رکن کمی یعنی دانش آموزان ،  دبیران و کادر و امکانات پشتیبانی  کننده  و نیز رکنی کیفی، پژوهشی که اگر هر کدام از  اجزای این ارکان  با برنامه ای نظام مند در جای خود قرار گیرند بخش زیادی از مشکلات وقت گیر در آن مرتفع خواهد شد .
اما واقعیت آموزش و پرورش امروز این نیست با نگاهی اجمالی به نوع استخدام های اولیه و کارکردهای ثانویۀ افراد با چنان آشفتگی ای روبرو خواهیم شد که باور کردنی نیست – البته این حرف ،امروزه  آنچنان بدیهی به شمار می آید  که بیان عکس آن نا معقول به نظر می رسد – . این امر آنقدر پذیرفته شده و صحیح به نظر می رسد که به راحتی دبیران را از مقطعی به مقطع دیگر و از درسی به درس دیگر جابجا می کنند و اگر در این ورطه معلمی تخصص خود را به رخ بکشد لاجرم مورد تمسخر و استهزا قرار می گیرد …
وقتی معلمی که برای تدریس درس مشخصی تربیت شده  به کار دیگری گرفته شود ،  یا از او در قسمت اداری استفاده شود ویا فردی که برای امور اداری استخدام شده به تهیه محتوا بپردازد  و یا به عبارتی جایگاه افراد بر اساس تشخیص های بعضا سفارشی و نیازی تغییر نماید .دارای سیستمی خواهیم شد که همه در آن سیستم آچار فرانسه اند و خود گردان که نیازی به اتاق فکر و استراتژی نخواهند داشت .

بنا بر این تا زمانی که به تخصص ها اهمیت ندهیم و یک فرد بتواند در آموزش و پرورش در هر جایی که به صلاحدید افراد بالادستی و یا به درخواست خود مستخدم در هر جایی که فکر می کند به کار گماشته شود  وضع ما  در آموزش و پرورش تغییری نخواهد کرد.

بررسی مشکلات رایج در آموزش و پرورش با نگاهی گذرا به سند تحول بنیادین
در بند ۷  از فصل اول کلیات سند بنیادین ، نقش معلم اینگونه تعریف شده: نقش معلم (مربی) به عنوان هدایت کننده و اسوه ای امین و بصیر در فرآیند تعلیم و تربیت و مؤثرترین عنصر در تحقق مأموریتهای نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی
در این تعریف و با نگاهی به مفهوم چشم انداز و اساس مستند آن باید اذعان کرد که تصمیم به جابجایی مقاطع دبیران خارج از قانون اساسی و فلسفه تعلیم وتربیت و رضایت آنان و بر مبنای جبر و ترساندن و بی کفایتی مسئولینی در آموزش و پرورش در حال انجام است که بی هیچ دلیل موجهی در صدد اجرای دستورات محرمانه درون سازمانی خود هستند .
جالب اینجاست که در اجرای طرح یک آموز مسئولین زیربط بدون در نظر گرفتن تعریف بند ۷ سند اقدام به جابجایی خودسرانه دبیران به مقطع و پایه ای نموده اند که نه برای آن استخدام شده اند و نه تجربه ای در آن دارند  و نه علاقه ای برای جابجایی در آنها وجود دارد ومعلم یا مربیانی که با ترس از قطع حقوق ، تبعید  یا با وعده های دروغین اضافه حقوق به این امر متعالی گماشته شوند …چه رسالتی را به انجام خواهند رساند ؟؟؟؟
همچنین دراین طرح تخریبی و به اصطلاح ساماندهی ودراجرای نظام یک آموزش

بدنبال آن تار و مار کردن دبیران از مقطعی به مقطع دیگر، نقش معلم  به مبصری که قرار است  برای ساکت نگه داشتن اطفال در داخل کلاس  نقش ایفا کنند تنزل یافته است  … وگر نه دبیری که مثلا برای آموزش زبان های غیر فارسی ، سالها آموزش دیده و برای برنامه درسی مدون در نظام آموزشی کشور استخدام شده چگونه قرار است به عنوان هدایت گر اسوه های امین و بصیر در فرآیند تعلیم و تریت نقش ایفا کند . مثل اینکه خلبانی را با هزینه های آنچنانی تربیت کنیم و بعد از او بخواهیم تاکسی رانی کند ….
از جهتی دیگر ،  بنده امروز به عنوان پدری که فرزند خود را به امانت در اختیار نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران قرار میدهم از شما می پرسم شما با کدام رویکرد انسانی ، اسلامی و قانونی ای معلمی که برای مقطعی خاص تربیت کرده اید و سالها در آن رشته تخصص و تجربه کسب کرده را برای مقطعی دیگر که کاملا متفاوت از تخصص و رشته و توان او است ویا اصلا آموزش ندیده است جایگزین می کنید؟ ؛ آیا با ذکر اینکه آموزش و پرورش اجازه استخدام ندارد و با بازنشسته شدن تعدادی از آموزگاران  چاره ای جزدر به هم پاشیدن کادر نظام آموزشی نداریم می توانیم به همه اهدافی که نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران که بر پایه »سند تحول بنیادین آموزش و پرورش«  ترسیم شده  برسیم … آیا به نظر شما با این تصمیمات تمام اجزا و مؤلفه های نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی کشور با هم هماهنگ میشود و با این بهم ریختگی همه سیاستگزاران و کارگزاران نظام به آن ملتزم و پایبند می شوند  . و آیا با این تصمیمات چشم انداز سند ، دارای وضع مطلوب و دستیافتنی ای خواهد شد  …
از طرفی در بند۲۵سند، ارج نهادن به دستاوردهای علمی و تجربه های بشری در چارچوب نظام معیار اسلامی و بسترسازی برای دستیابی به مرجعیت علمی جهان مطرح می شود ، حال چگونه ممکن است معلمی  برای دستاوردهای علمی و نهادینه کردن آن در دانش آموزانش تلاش کند در حالی که همه تخصص اش نادیده گرفته شده !!!
در فصل سوم  سند بنیادین نیز ، آموزش و پرورش ، ماموریت دارد به صورت نظام مند، همگانی، عادلانه و الزامی در ساختاری کارآمد و اثربخش  به همه اهداف سند بنیادین برسد ، اما متاسفانه با تصمیم غلطی که در بعضی از حوزه ها و مناطق تهران و کشور به بهانه ساماندهی  در حال وقوع است این ماموریت  نیز بر خلاف مسیر واقعی خود راه می پیماید … که حتما برای آنهم چه بسا منظوری در جریان باشد …  که ما از آن بی خبریم    الله و اعلم …
در پایان از همه مسئولین ذیربط انتظار می رود  آموزش و پرورش را تنها نگذارند و اجازه ندهند آموزش و پرورش خود به تنهایی  با تصمیمات غلط خود مسیری را طی کند که باز گشت از آن جبران ناپذیر باشد  و اتلاف ارزشهای والای انسانی

مطالب پیشنهادی

پاسخ دهید

بیشتر

گزیده اخبار