ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

پایگاه خبری تحلیلی بيستون غرب (بیستون نیوز)

اخبار اجتماعی,فرهنگی,سیاسی,ورزشی,ويژه استان كرمانشاه و شهرستان هرسين

امروز : چهارشنبه, ۲۵ مهر , ۱۳۹۷ ، ساعت : ۲۲:۱۹
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / اجتماعی, گزیده اخبار > اسماعیل مهدیخانی / مردی که با تمام وجود خوب بود

اسماعیل مهدیخانی / مردی که با تمام وجود خوب بود

این مردان بزرگ نه دروس آکادمیک حقوق و جزا خوانده اند و نه جامعه شناسی و روانشناسی.ولی در نهاد پاک خود، همه این خصلتها را در بهترین شکل خود بروز می دهند.مردانی که وجودشان باعث می شود تنش و درگیری های احتمالی در بین مردم در پایین ترین حد خود باقی بماند.

سرویس اجتماعی بیستون،با آرامش و اطمینان خاصی کتش را در آورد.مشغول باز کردن دکمه های پیراهن سفید و تمیز و اتو کشیده‌اش شد.همه افرادی که در آن خانه جمع شده بودند با تعجب به پیرمردی که امشب سرزده به خانه آنها امده بود می نگریستند.شاید آخرین راهی بود که بفکرش می رسید تا جوان مغرور و عصبانی، که در آتش انتقام می سوخت را کمی آرام کند.مرد مسن کارش را خوب بلد بود.کاری که مانند یک شاگرد ممتاز از پدرش یاد گرفته بود.همه نگاهها به این دو نفر خیره مانده بود.یک طرف، جوانی عصبانی که از خر شیطان پیاده نمی شد و چشمانش کاسه خون شده بود و صورت باند پیچی شده،دماغ شکسته و کبودی زیر چشمانش او را در انجام کارش مصمم تر می کرد:حرف من یکی است باید بیاید تا من هم یک مشت حواله صورت و دماغش کنم تا بی حساب شویم.عالم جوانی بود و کل کل ها و کم نیاوردنها.و گاهی هم بزرگتر ها را به زحمت انداختن.

طرف دیگر هم جوانی بود هم سن و سال خودش.دعوا سر گرفته بود و مشتی زده بود و حال هم پشیمانی.پدر پیرش هم که روی زمینهای مردم کشاورزی می‌کرد توان پرداخت دیه و دیگر درد سرهای قانونی را نداشت.بخاطر همین هم سراغ ریش سفیدها رفته بود تا رضایت شاکی را جلب کند.اما هرچه ادم فرستاده بودند افاغه نکرده بود.برای همین به سراغ مرد خیر شهر رفته بودند تا این گره کور را با درایت ذاتی خود باز کند.

مرد مسن با قدی بلند و محاسن سفید به آخرین دکمه پیراهنش رسید .لباسش را که در آورد با صدایی آرام و متین با جدیتی که از چهره اش پیدا بود گفت:یالا جوان.من آماده ام.بیا مشتت را حواله من کن تا بی حساب شوی.من طرف دعوای تو را نمی توانم پیدا کنم.پدر پیرش که رعیت زمینهای محمدآباد است قسم می خورد که سه روز و سه شب است که پسرش خانه نیامده.از ترس یا شرمندگی ،نمی دانم.ولی خیلی التماس کرد که واسطه شوم و رضایت و حلالیت تو را بگیرم.من هم برای جلب رضایت شما حاضرم جور او را بکشم و صورتم را جلو مشت تو قرار دهم.به مادر پیرش قول شرف داده ام تا مشکل را حل کنم.بیا بزن و قال قضیه را بکن.رو به جمعیت بیست سی نفری داخل پذیرایی کرد و با لبخندی ملیح گفت :حاج خانم دیگه توان نداره کت و شلوار خونی مالین ما را بشوره. فکر نکنید که همین یک دست کت و شلوار را دارم…

مادر پسر زخم خورده چادر سر کرد و از آشپزخانه به میان مردهای حال و پذیرایی آمد و گفت: حاجی اسماعیل شما اختیار جان بچه ما را هم دارید.تو را به امام حسین (ع)دیگه از این بیشتر ما را شرمنده نکنید…..

صدای صلوات مردانی که تا چند لحظه پیش همه در فکر تلافی و انتقام بودند بلند شد و قضیه ختم بخیر شد.

***************************

.

.

مهدیخانی.

.

.

امروز ۱۶ دی ماه چهل روز از در گذشت مرد بزرگی در شهرستان هرسین می گذرد.مردی که عمر خود را در راه صلح و سازش بین مردم شهرش گذراند.امروزه این گونه مردان نه اینکه دیگر نباشند ، ولی بدون تعارف روز به روز شاهد از دست دادن آنها هستیم بدون آنکه جانشینان شایسته ای در این شهر بتوان برای آنها پیدا کرد.انسانهایی که ذاتا نیک سرشتند و بدون هیچ چشم داشتی عمر و آبروی خود را در راه خدمت به همشهریان خود می گذرانند.این مردان بزرگ نه دروس آکادمیک حقوق و جزا خوانده اند و نه جامعه شناسی و روانشناسی.ولی در نهاد پاک خود، همه این خصلتها را در بهترین شکل خود بروز می دهند.مردانی که وجودشان باعث می شود تنش و درگیری های احتمالی در بین مردم  در پایین ترین حد خود باقی بماند.

مرحوم حاج اسماعیل مهدیخانی، متولد ۱۳۱۴ در محله سراب هرسین بودند.پدر ایشان از افراد سرشناس هرسین بود و خانه آنها محل رجوع بسیاری از مردم شهر و روستا بود. هنگامی که طرح و نقشه خیابان هرسین کشیده شد کمتر کسی حاضر بود خیابان از بین باغ و زمین زراعی حاصلخیزش بگذرد .اما مرحوم مهدیخانی با نیت خیر یک باغ آباد و وسیع را از خیابان سراب تا درمانگاه طالقانی در اختیار شهرداری آن زمان هرسین گذاشت.این کار خیر مربوط به زمانی است که ملک و مغازه در هرسین ارزش ریالی بالایی نداشت و املاک زراعی از ارج و قرب بالاتری برخوردار بود.

این مرد بزرگ علاوه بر برقراری صلح و سازش،یک واقف و خیر خوب هم بود . موقوفاتی که از املاک این خانواده در اختیار کارهای عام المنفعه قرار گرفته است شامل:قسمتی از زمین مسجد آیت الله حجتی،مسجد آیت الله نجفی ورمحله که با همکاری دیگر خیر این شهر مرحوم حاجی عبدالحسین ناصری صورت پذیرفت.

مرحوم مهدیخانی عضو هیئت امنای مسجد قمر بنی هاشم سراب و از بانیان احداث قبرستان جدید سراب نیز بودند.لازم به ذکر است به دلیل اینکه خانواده ایشان راضی به نشر و عنوان دیگر کارهای خیر این مرد بزرگ نبودند نتوانستیم از دیگر کارهای خیر ایشان اطلاعی کسب کنیم .

مردم قدر شناس هرسین در مراسم تشییع این بانی خیر و مرد بزرگ صلح و سازش، با حضور گسترده خود بار دیگر ثابت کردند که قدردان چنین مردان نیکی هستند.

در پایان شعری از سعدی شیرازی، شاید حق مطلب ما را ادا کند:

سعدیا ، مرد نکونام نمیرد هرگز                        مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

نظرات شما

    اختیاری می گوید :

    با سلام
    الحق و الانصاف که ایشان فردی بزرگوار و بلند نظر بودند ایکاش خانواده محترم ایشان اجازه می دادند تا خدمات این بزرگ مرد بیشتر و بهتر معرفی میشد خداوند روح این عزیز را با صالحین و اولیاء مقرب درگاهش محشور و آمرزش و غفران ابدی را شامل ایشان بگرداند

    خوشنود می گوید :

    خوبیهاواوصاف خوب وخداپسند این مردبزرگوارقابل حمد است.خداوند روحش راشاد وقرین رحمت قراردهد..

    آن لبخند بى ریا و پر از مهر و محبت را هرگز فراموش نمیکنم،،،
    در طول چهل و اندى سال حتى یکبار چهره ایشان را بدون تبسم و لبخندى گرم ندیدم،،،،
    درود خدا و اولیاء مقربش به روان تو باد،،،،

خبرنامه ایمیلی

با عضویت در خبرنامه حساب من جدیدترین اخبار اقتصادی را هر شب در ایمیل خود مشاهده کنید