اگر اقتصاد دانان وارد مجلس می شدند چه می شد؟

بیستون نیوز :

به قلم اسد سلامتی : هرچند که به ناگزیر حضور برخی از این افراد شاخص ، تکراری باشد. در دید عوام نماینده ای مورد قبول آنها است که بتواند چند کارخانه و کارگاه و ورزشگاه در حوزه انتخابیه اش بزند و یا معدود افرادی را در مشاغل دولتی استخدام کند.

به گزارش بيستون،با توجه شرایط فعلی کشور که نقش اقتصاد برجسته ترشده و همچنین بحران های سیاسی منطقه و کاهش قیمت نفت به حداقل ممکن ، مسائل پسا تحریم و … اگر می توانستیم  به ازای هر حوزه انتخابیه ، یک نماینده اقتصاد دان یا حداقل آشنا به مبانی اقتصاد و علوم سیاسی  با هردیدگاه اصولگرا یا اصلاح طلب به مجلس می فرستادیم ، چه می شد؟

اما آتچه در حوزه های انتخابیه شهرستانها جاری است این که ، افراد بدون وابستگی به حزب و مستقل و یا وابسته به دو جریان فکری و یا افراد بانفوذ  یا  مورد اعتماد نظیر  ورزشکار –  روحانی – معلم –  پزشک و … که مقام و منزلت هر کدام مورد احترام و ستایش است ، به میدان می آیند و چه بسا به مجلس راه می یابند.

همیشه و در همه ادوار مجلس معمولا ۱۰ یا ۱۵ نفر نماینده اقتصاد دان یا کارشناس اقتصادی حضور دارند.  همراه کردن ۲۷۵ نماینده بعدی که هر کدام با بینش های متفاوت ، با مدارک تحصیلی  و تجارب متفاوت بوده ،  با این اقتصاد دانها  باعث اتلاف وقت و لابی گری  و …. می شود تا در مورد طرح و لایحه ای توجیه شوند.

حال که اغلب اقتصاد دانان  در مراکز تصمیم گیری و دانشگاهی حضور دارند ، چگونه می توان در شهر های کوچک و بزرک کشور دنبال افتصاد دان گشت  و اینکه آیا مردم عوام به اینها رای خواهند داد؟

با اين اوصاف حزبی هم وجود ندارد تا برای خود برنامه ای داشته و برای مردم بگوید می خواهد چه کار کند و فردی را برای هر شهر معرفی کند.

در اینجا می توان سراغ کسانی را گرفت که تجارب سیاسی و اجرایی در مشاغل ستادی کشور و استان و شهرستان را دارا می باشند.  اگر فرد باتجربه در امور اقتصادی در هر دو  جبهه اصولگرا و اصلاح طلب یافت نشد به سراغ تحصیل کرده گان رشته های  اقتصادی ، سیاسی ، عمرانی برویم.

هرچند که  به ناگزیر حضور برخی از این افراد شاخص ، تکراری باشد. در دید  عوام نماینده ای مورد قبول آنها است که بتواند چند کارخانه و کارگاه و ورزشگاه در حوزه انتخابیه اش بزند و یا معدود افرادی را در مشاغل دولتی استخدام کند.

با توجه به شرایط موجود کشور یعنی ورشکستگی صنایع و کارخانجات ، قیمت پایین نفت ، محدودیت استخدام ،  بدهی ۲۵۰ هزار میلیارد ریالی دولت به بانک مرکزی ، بیکاری  میلیونی ، … چنین انتظاراتی  عبث و بی فایده است.

دعا کنیم بارانی ببارد و اگر ببارد  به همه جای کشور ببارد.
 به قلم : اسد سلامتی 

مطالب پیشنهادی

پاسخ دهید

بیشتر

گزیده اخبار