ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

پايگاه خبری تحليلی بيستون

شامل اخبار اجتماعی,فرهنگی,سیاسی,ورزشی,ويژه استان كرمانشاه و شهرستان هرسين

امروز : پنجشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۳۹۷ ، ساعت : ۰۹:۱۹
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / عناوین برگزیده, فرهنگی > خاطرات یک رزمنده // پاسداری که واقعا پاس دار بود

خاطرات یک رزمنده // پاسداری که واقعا پاس دار بود

در نیمه‌های مسیر ناگهان مورد هجوم وحشیانه چماقداران تحریک شده از طرف ژاندارمری واقع شدیم، عده‌ای به رویارویی با چماقداران برخاستند و عده‌ای دیگر هم صلاح کار را در عقب نشینی و عدم مقابله با این فریب خوردگان دیدند.

سرویس فرهنگی بیستون ٰ سیزده ساله بودم که با خیل تظاهر کنندگان ضد رژیم پهلوی، الله اکبر گویان از مسجد آیت الله حجتی هرسین به طرف میدان جمهوری اسلامی حرکت کردیم.
در نیمه‌های مسیر ناگهان مورد هجوم وحشیانه چماقداران تحریک شده از طرف ژاندارمری واقع شدیم، عده‌ای به رویارویی با چماقداران برخاستند و عده‌ای دیگر هم صلاح کار را در عقب نشینی و عدم مقابله با این فریب خوردگان دیدند.
در این میان چشمم به فرد میانسالی با ریش‌های انبوه و جو گندمی افتاد که چندین نفر از چماقداران او را در محاصره‌ی خود گرفته بودند و ریشش را می‌کندند و او در مقابل همچنان با صدایی رسا ندای ملکوتی «الله اکبر»، «درود بر خمینی» و «مرگ بر شاه» سر می‌داد.
کاری از دستم بر نمی‌آمد جز اینکه با چشمانی اشک‌آلود این مقاومت را به نظاره بنشینم. بعدا فهمیدم که نام ایشان رضا آئینی است.
او را چند ماه بعد در لباس سبز مقدس پاسداری در مسجد آیت الله حجتی(ره) هرسین که سپاه پاسداران در آنجا مستقر بود دیدم، از اینکه لباس پاسداری از انقلاب را بر تن اینچنین افرادی می‌دیدم، خوشحال بودم…..
سال ۶۲ با همان شخص به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام و در چنگوله منطقه عملیاتی والفجر ۵مستقر شدیم، از بودن در کنار شخص با تجربه و دوران دیده‌ای چون عمو رضا قوت قلب می‌گرفتم و نیز از اینکه از طرف ایشان به درجه قشنگی نائل شده بودم به خودم می‌بالیدم.
ناگفته نماند که عمو رضا افرادی را که فکر می‌کرد با تمام وجود با انقلاب و امام (ره) هستند، به اسم قشنگ صدا می‌زد.
بعد از چند روز که از عملیات گذشته بود، حدودا ساعت ۱۰ صبح یک خمپاره زوزه‌کشان نزدیکی سنگر استراحت ما بر زمین نشست، بعد از حدود ده بیست ثانیه سراسیمه از سنگر بیرون آمدم، باز چشمانم به اشک نشست.
اینبار عمو رضا بر زمین افتاده بود و از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرار گرفته بود به او نزدیک شدم این شیرمرد را دیدم که قادر به حرکت نیست اما زیر لب مشغول ذکر خدا و سلام و صلوات بر پیامبر و ائمه اطهار است. با خودم گفتم واقعا که عمو رضا را می‌توان یکی از مصادیق بارز آیه «إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُون» در این زمان دانست،
…..و بدنبال آمبولانس دویدم.
%d8%a8%d9%87%d8%a8%d9%88%d8%af-%d9%86%d8%a7%d8%b5%d8%b1%db%8c
حاج بهبود ناصری از رزمندگان دفاع مقدس
index
شهید مسعود ناصری و بهبود ناصری در یک قاب
48b955fc-1b7d-49c5-ad22-720d762230ae
بهبود ناصری در کنار حاج طالبی که همیشه خود را یک هرسینی معرفی می کرد و به آن هم افتخار میکرد

نظرات شما

    اختیاری می گوید :

    با سلام
    حداقل عکسی از حاج رضا آئینی می گذاشتید ایشان همیشه در نماز جمعه و اجتماعات با وجود مجروحیت و مشکلات جسمی حضور فعالی داردو برای همه مردم فردی شناخته شده هستند

    مهدی سرحدی می گوید :

    تصویر شهید دارابی را به اشتباه مسعود ناصری نوشتید

خبرنامه ایمیلی

با عضویت در خبرنامه حساب من جدیدترین اخبار اقتصادی را هر شب در ایمیل خود مشاهده کنید